خط داستانی
رویای گو لینگشیو برای تبدیل شدن به یک بازیگر با مخالفت مادربزرگش روبرو میشود. پدرش، ژونگچی، در این مورد بیتفاوت است. سالها پیش، ژونگچی عاشق یک دیوای اپرای پکن به نام هوا یانهونگ بود، اما این دو عاشق به دلیل مادربزرگ از هم جدا شدند. مادربزرگ که از اشتباه خود پشیمان است، تعصب خود را کنار میگذارد و به لینگشیو اجازه میدهد تا به دنبال حرفهاش برود. او همچنین از ژونگچی میخواهد که به دنبال هوا بگردد.