خط داستانی
دو پسر جوان با دو جهان جغرافیایی، فرهنگی و دینی بسیار متفاوت: غرب و شرق. اسپانیا و هند. مادرید و دهلی قدیم. مسیحیان و مسلمانان. این دو پسر با هم صفحههای شطرنج بازی میکنند و از طریق اینترنت با هم «کجا» بازی میکنند. زبان باستانی و نوعی آداب که حد و مرز نمیشناسد. آیا پسرانی که با زمینههای فرهنگی متفاوت هستند، میتوانند تعاریف ارزشهای جهانی واقعی را در وضعیت کنونی که سختیهای زیادی دارد با هم سازگار کنند؟ پاسخ ناگزیر از عبور از شناخت و فهم متقابل است. گفتگویی میان تمدنها به جای برخورد تمدنها، نگاهی است که به ما میگوید «سزار و زین» ما را به سوی اسلام میبرد.