خط داستانی
نوشتهای کوچار این سال تولد پنجمین دهه زندگی را مرور میکند و با جشن تولد دوستش به پژوهش درباره زمان، جای غبار و پیش بینی رکود آینده میپردازد. در بخش دفترچه ویدیو هشت او، تولد به فرصتی برای تأمل درباره مرگ، غبار، آگورافوبیا و روابط تبدیل میشود. مستند کردن درامهای طنزآلود اما در نهایت غمگین زندگی روزمره در محدودیتهای بسته آپارتمان او، کوچار شاید به مقصدی نرود اما همانطور که میگوید، حداقل با هم به هیچجا میرویم.