خط داستانی
ادم در آزمون ورودی دانشگاه شکست می خورد اما برای سال آینده دوباره تلاش می کند. او هجده یا نوزده ساله است. آرزوهای او یک ماشین تحریر، کتاب تصویری موک، نوار کاستی و صفحه گردان است که در این دنیای بزرگ می خواهد داشته باشد. او برادری بزرگ تر دارد و مادرشان برای تحصیل آنان در دانشگاه زحمت می کشد. برادرش فعال دانشجویی بوده و اکنون با هزینه دولت در خارج می آموزد. یکی از آرزوهای او وقتی بر می خیزد که برای نقاش پیر زن کار می کند و برای مدل شدن کتاب تصویری موک دریافت می کند و به عنوان کار پاره وقت برای یک صاحب فروشگاه تجهیزات صوتی یک صفحه گردان دریافت می کند. اکنون او دختری خوب را می یابد.