خط داستانی
عصرگاهی با فرانکو و داریو دو دوست جوان که در پایان مدرسه اجباری تصمیمات متفاوتی گرفته اند فرانکو به تحصیل ادامه داده داریو برای کار به کارگاه مکانیکی می رود تا ماشین ها را تعمیر کند این آخر هفته اولین هفته کار داریو است فرانکو بیرون کارگاه منتظر او می ماند آنها ساعاتی را با هم می گذرانند بازی می کنند صحبت می کنند و به گفت و گوی قدیمی می پردازند