خط داستانی
مستر جوان هِینری و همسن او سلیم میرزا پسر زمیندار ثروتمند در عشق به دختری واحد دچار رقابتی سخت میشوند در نهایت در دوئل هر دو زخمی میشوند پس از بهبود فاطمه فهمیده است که حانیه با آبله مبتلا شده و چهرهاش آسیب دیده است او پیشنهادات سلیم را رد میکند و به سوی صومعه میرود