خط داستانی
حزیر دده کسی است که به نیازمندان کمک میکند بدون اینکه چیزی در عوض بخواهد و هویت خود را مخفی نگه میدارد. پس از مرگش، این وظیفه را به اورهان واگذار میکند. لیلا که با کمک حزیر دده بزرگ شده، به عنوان منشی در یک شرکت کار میکند. رئیس شرکت سه پسر دارد، سمیع، تایفور و سلیمان، که همه سعی دارند با لیلا ازدواج کنند. درست زمانی که لیلا و سمیع به هم نزدیک میشوند، اورهان به بررسی خواستگاران لیلا میآید در حالی که هویت خود را مخفی نگه داشته است. اما به مرور زمان، لیلا به اورهان علاقهمند میشود. اورهان بین انجام وصیت پدرش و حفظ راز خود در حین ازدواج با لیلا دچار تردید میشود.