خط داستانی
عسل درخشانی دختری کوچک و مطیع پدرش بود. اطاعت میکرد، با اسباببازیهایش بازی میکرد و هرگز بیرون نمیرفت. اکنون سی ساله شده بود. پدرش که یک مأمور مخفی است به قتل میرسد. او در تمام عمر پناه داده شد و تصمیم میگیرد سریع بزرگ شود، به سرویس مخفی بپیوندد و با دشمنش دکتر سوم تایم نبرد کند تا به دلیل مرگ پدرش انتقام بگیرد. داستان جاسوسی از این هم احمقانهتر نیست!