خط داستانی
بر پایه حکایتی از ایون کِرانگا، ایوان سرباز پیر است که به خاطر کار خوبش از خدا آرزویی میگیرد. ایوان از خدا میخواهد توربینش را برکت دهد تا هر چه بخواهد در آن بیندازد و نگه دارد. او با واژگانی خاص شیطان را در توربین میگذارد و حتی مرگ را نیز فریب میدهد و او را در توربینش به بند میکشد.