خط داستانی
سانیا یک خدمتکار جوان است. او آنچه را که به دست میآورد به معشوقش، دانشجوی مونییم، میدهد تا او بتواند تحصیلاتش را ادامه دهد، اما او او را ترک میکند. این موضوع سانیا را شوکه میکند و او به خدمت یک خانواده ثروتمند میرود که امور آنها به یک بیوه با سه دختر سپرده شده است. آنها از سانیا میخواهند که به جای یکی از آنها ظاهر شود تا انتقام یک جوان را بگیرند و حوادث به هم میریزد.