اِنان
Onán
وقتی پدرش پسر دوازدهسالهاش را که روی یک مجله *** معامله میکرد پیدا میکند، او را کیفر نمیدهد بلکه میگوید: «اگر این کار را پنجاه بار انجام بدهی، خواهی مُرد». در پنجاهمین بار چه اتفاقی میافتد؟