خط داستانی
در دهکدهای کسلکننده در جنگل شوابیا-فرانکِس، لِنا در کنار همسر خود جُهانِس حاکم و ظالم زندگی کرده و در پیوندی بیعشق با او است. رهبری روحانی روستا با لحن خشک و خدمتکارِ وفادارِ او به نام لینا شناخته میشود. زندگی روزمرهٔ لینا با کارهای مکرر مانند پرستاری، نواختن ارگ و وظایف زناشویی پر میشود. مرگ معمایی دختر روستایی ناگهان این وجودی بیحرکت را از مسیر عادیاش میگسلد. در پی این رویدادها لینا محبت و مهربانیای را مییابد که همواره در آرزویش بوده است در پُول، موتورِ روستا کهنهکار. این برخورد آغازِ رهایی است که او را وادار میکند تا حقیقت را پنهان نگه دارد و از افشای رازِ پنهانِ پُول در ازای خوشبختی تازهاش خودداری کند و به همین دلیل است که او نیز به فرشتهای سقوط کرده تبدیل میشود.