خط داستانی
چندین قرن پیش، یک خدمتکار دختر قلعه ثروت زیادی به دست می آورد. اکنون یک زن ساده روستایی به نام مانکا این ثروت را به خاطر بیگانه سازی به دست می آورد. مهِمِد گیگو، مردی با قدرت سِپرمن، همراهانش و رهبر سازمانی جنایتکار این اموال را برای خود می خواهند. افسران جانِس و فرانچی در این بازی وارد می شوند. در نهایت، مادر مانکا با انصاف تمام همه چیز را به سِیر راجر مور برای تمامی کودکانی که در این جهان نیازمند کمک هستند میدهد.