هیچ کس هیچ کس را نمی شناسد
Nobody Knows Anybody
سیمون نویسنده آینده دار است که با طراحی معماهای کراس ورد برای یک روزنامه زندگی می کند. روزی پیامی تهدید آمیز دریافت می کند که از او می خواهد واژه «دشمن» را در یک معما گنجاند و همان زمان شهر سویل با موجی از حملات خشونت آمیز روبه رو می شود.