خط داستانی
ژاک آودوین به یک پیانیست به نام اوولین کلاوری عاشق میشود و با او ازدواج میکند. در واقع، او میخواست به او نزدیک شود، زیرا تصور میکرد که او شاهد قتل معشوق همسر اولش بوده است. اوولین از آنچه اتفاق افتاده باخبر میشود و از آنچه که فکر میکند نقشه شوهرش است، به شدت خشمگین شده و خودکشی میکند. ژاک به جرم خود اعتراف میکند.