خط داستانی
جی.کی. مدیر هتلی در یک مکان زیبا در هند است. یک روز او با شجاعت به کمک دختر مست یک سیاستمدار به نام آرتی میآید و تصمیم میگیرد که در این مورد احتیاط کند. وقتی او بهبود مییابد، آنها عاشق هم میشوند؛ در یک مراسم ازدواج کوچک ازدواج میکنند، یک دختر دارند و سپس اختلافاتی به وجود میآید که به حدی میرسد که تصمیم به جدایی میگیرند. سالها میگذرد و جی.کی. و آرتی دوباره ملاقات میکنند، زمانی که او یک سیاستمدار موفق شده است، هر دو هنوز به یکدیگر جذب هستند، اما او نمیخواهد نامش به عنوان یک زن "جداییطلب" لکهدار شود.