خط داستانی
استوو، معمار بااستعداد، در ریو دوژانیرو مشغول به کار است. در طول مراحل طراحی، درک استوو این بوده که با دستیار معماری خود با هم میروند. اما رئیس شرکت secretly تصمیم میگیرد شرایط را تغییر دهد و به جای دستیار، آواره رود، و به استوو هشدار میدهد که در غیر این صورت قرارداد را تعطیل میکند. استوو با این معضل مواجه است: فریب دادن همکار و دوست یا از دست دادن بزرگترین فرصت دوران حرفهایاش. هنگامی که استوو در حال انتخاب گزینه نخست است، جسد مرموزی وارد زندگیاش میشود.