خط داستانی
ماری، یک صندوقدار در گراتنبان وین (راهآهن قبر) زوم والفیش، و بارون کریستیان فون بی. عاشق یکدیگر میشوند، اما رقاصهای به نام والته که همیشه ماسکی بر صورت دارد، در رابطه آنها دخالت میکند. در نهایت کریستیان والته را به پاریس دنبال میکند. وقتی او ماسک طلایی را از صورتش میکند، با شوک متوجه میشود که والته به خاطر یک بیماری دچار نقص عضو شده است. او به وین برمیگردد تا بمیرد، اما ماری در آخرین لحظه میتواند او را نجات دهد. در این فیلم، سفر از طریق گراتنبان با سفری به درون خود مرتبط است.