خط داستانی
پدر بنوا میخواهد یکی از دوقلوهایش کاروانسرایش را در سه بشقاب ادامه دهد. اما آرزوهای جانبیاش با آخرین سهگانهاش تناسب ندارد. برنارد همچنین عاشق هلن، دختر کلنل فلوق د لا دونزل است. او رویای بازیگر شدن را در سر دارد و به پاریس میرود تا شغلی پیدا کند. شروعهای دشواری دارد زیرا از تئاتر به کاباره و سپس به رادیو میرود، بدون موفقیت. در صحنه نهایی، سه برادر ملاقات میکنند که منجر به یک سری شوخیها در طول عروسی میشود.