تئاتر اوهنسورگ - پدر فیلیپ
Ohnsorg Theater - Vater Philipp
بیوه براسه برای حمایت از فرزندانش و پدربزرگ سالخوردهاش به سختی تلاش میکند. فقر و ناراحتی همیشه در خانواده وجود دارد، زیرا پول کافی برای گذران زندگی وجود ندارد، حتی با اینکه یوهانا براسه روز به روز لباسهای غریبهها را میشوید. اما همانطور که زندگی پیش میرود، یک روز پدربزرگ فیلیپ توسط یک خودرو زده میشود و بیوه حس میکند که میتواند از این موقعیت بهرهبرداری کند. اگرچه پدربزرگ آسیب نمیبیند، او به رختخواب فرستاده میشود و بانداژ مناسبی دریافت میکند. تمام آمادهسازیها برای دریافت غرامت خوب از راننده پشیمان انجام میشود. اما همه چیز به طور کاملاً متفاوتی پیش میرود.