خط داستانی
در یک روستای کوچک در زیلند، جایی که همه چیز به نظر ایدئال میرسد، خیاطی به نام بولت جنسن زندگی میکند، زنی جسور که تجربههای تلخی را پشت سر گذاشته و اکنون به خاطر زبان تندش مورد ترس است. بولت معمولاً بدون پردهپوشی نظرش را بیان میکند و از آنجا که حقیقت، همانطور که خوب میدانیم، نایاب است، او مورد علاقه مقامات کلیسا نیست، که برجستهترین آنها رئیس شورای محلی، پیتر انوولدسن است. بولت وظیفهای جدی به عهده میگیرد زمانی که دختر جوان و زیبایی به نام سوفی قرار است بچهدار شود و بولت بلافاصله از دختر ناراحت مراقبت میکند و قول میدهد که احتمالاً او با کارل خود به سمت عروسی خواهد رفت.