خط داستانی
سمانتا استوارت وکیل مدافع موفقی است که یک شب زندگیاش به کلی برعکس میشود وقتی روسپیای به نام ویکی در پای سم برای درخود کشاندن انداخته میشود. ویکی خمربند را در دست سم میگذارد و فردا دوباره پیدا میشود و مرده است. سم بهزودی هدف توطئهای بینالمللی میشود که هیچکاری برای بازگرداندن این بند و خاموش کردن سم فروگذار نمیشود. برای رسیدن به ریشه راز و حفظ جان خود، سم تصمیم طبیعی را میگیرد تا خودش را بهعنوان یک روسپی جا بزند، اما آیا این کافی است؟