خط داستانی
پس از یک سرقت موفق از بانک، میکی امیدوار است که دوست دخترش ماری را که از او گرفته شده، پس بگیرد. در راه به پاریس، او لئون را ملاقات میکند، یک رویاپرداز عصبی که او را احمق میداند. لئون به سختی میتواند بفهمد میکی چه میکند اما او همه جا او را دنبال میکند و به زودی عاشق ماری میشود.