دِدی
Dedee
دِدی یک فاحشه است که در کلوپ شبانه آقای رنه در بندر آنتورپ کار میکند. دربان او مارکو، دلالش است. دِدی خوشحال نیست تا اینکه با فرانچسکو، یک ملوان ایتالیایی آشنا میشود. آنها عاشق هم میشوند و دِدی شروع به رویاپردازی درباره فرار از روزمرگی خستهکنندهاش میکند.