خط داستانی
زیرا دن مکداول قادر به استفاده از تجهیزات جدید آتشنشانی مکانیزه نیست، او با یک حقوق بازنشستگی کوچک بازنشسته میشود؛ پسرش، جانی، مدرسه را ترک میکند تا در آتشنشانی کار کند؛ و اسب قدیمیاش، بولت، به یک بارکش فروخته میشود. دن به سرقت بولت متهم میشود و به زندان میرود، اما او در زمان مناسب تبرئه میشود تا در آتشسوزی که معشوقه جانی، جون راثرفورد، را محاصره کرده، کمک ارزشمندی ارائه دهد.