خط داستانی
زمانی که پدر آنابل لی (بیلی برک) شانزده ساله در یک درگیری کشته میشود، معدنچی جان راوسون (هربرت راولینسون) او را از صحنه دور کرده و به کلبهاش میبرد. صبح روز بعد، او اصرار میکند که به دلیل وضعیت، "به خطر افتاده" است، بنابراین او را به ازدواج میگیرد. اما پس از یک مشاجره، به او میگوید که برود و او به شهری دیگر میرود. آنابل حتی نام مردی که با او ازدواج کرده را نمیداند؛ اما او ثروتمند میشود و پولی برایش میفرستد که او آن را صرف تفریحات بیهوده میکند.