خط داستانی
این ملودرام خاموش در برابر مهاجرت به سمت غرب مومونها در دهه ۱۸۴۰ قرار دارد. دورا، یک زن جوان، و خانوادهاش از حمله یک هندی توسط یک جامعه مومون که به سمت یوتا در حال سفر است نجات مییابند. آنها به کاروان ملحق میشوند. دورا توسط دو مرد تعقیب میشود، یکی تازه مومون شده و دیگری یک بزرگتر حیلهگر با چند همسر. بزرگتر مومون او را به حرمسرا میخواهد. وقتی مادرش به دلیل تنفر از چندهمسری خودکشی میکند، دختر باید آینده خود و مردی که دوست دارد را در نظر بگیرد. این یکی از معدود فیلمهای باقیمانده مِی موری است که توسط رابرت لئونارد به عنوان درام فکری درباره خوبیها و بدیهای مومونگرایی در نظر گرفته شده بود، اما امروزه به طور کلی به عنوان تبلیغاتی ضد مومون تلقی میشود.