خط داستانی
مأمور بانکی هانلین دیویس در بازار سهام ورشکسته میشود. ناامید، او در تلاش برای سرقت از بانک ناکام میماند و در این تلاش کسی را میکشد. همسرش ثورا به دادستان هیسینگز میرود تا برای او درخواست حکم سبکتری کند که هیسینگز فاسد تنها در صورتی موافقت میکند که ثورا خود را به او تسلیم کند. پس از آزادی، دیویس بیارزش با خبر از فداکاری او، طلاق میگیرد و او را به خیابان میاندازد. او به عنوان یک طرد شده به "زن سرخ" تبدیل میشود. وقتی مصلح ثروتمند، رابرت بلیک، تحقیقی را آغاز میکند که دادستان هیسینگز را رسوا میکند، او از کار برکنار میشود و تصمیم میگیرد انتقام خود را از ثورا بگیرد و او را عامل سقوط خود میداند. با باجخواهی از زن جامعه فاسد، پائولا گوردون، او را مجبور میکند که ثورا را به بلیک به عنوان یک زن ساده معرفی کند در حالی که ثورا را فریب میدهد که او از گذشتهاش باخبر است. پس از ازدواج، هیسینگز ثورا را رسوا میکند، او فرار میکند و به زندگی قدیمیاش برمیگردد، اما بلیک، با دیدن ارزش او، به دنبالش میرود و آنها دوباره به هم میپیوندند.