خط داستانی
یک عضو مافیا به خاطر کینهای که از رابرت تورنس و همسرش دارد، دختر نوزاد آنها، لوئیس را میدزدد. پانزده سال بعد، لوئیس که حالا پپینا نامیده میشود و توسط دهقانان ایتالیایی بزرگ شده، به عنوان یک پسر لباس میپوشد و برای فرار از ازدواج با یک کنت نفرتانگیز، در یک کشتی به آمریکا پنهان میشود. در کشتی با هیوج کارول، یک وکیل دستیار، دوست میشود که برای "پسر" بلیط درجه یک ترتیب میدهد. در نیویورک، او دوباره با دزد خود ملاقات میکند که پس از جرم به آمریکا فرار کرده است. او پپینا را مجبور میکند تا هویت مردانهاش را حفظ کند و برای او اسکناسهای تقلبی رد و بدل کند که به همین خاطر دستگیر میشود. پپینا با کمال میل عملیات دزد را به مقامات گزارش میدهد و یکی از آنها، هیوج، او را به عنوان "پسر"ی که در کشتی ملاقات کرده، شناسایی میکند. سپس، پس از دستگیری دزد، پپینا با والدینش دوباره ملاقات میکند و بعد از آن او و هیوج که بالاخره متوجه میشود او زن است، ازدواج میکنند.