خط داستانی
پرپتوا یک یتیم ثروتمند کوچک است که سرپرستش، تادئوس، که بسیار بزرگتر از اوست، فردی مهربان اما غرق در رویاهای خود است. پرپتوا میخواهد در خانه تادئوس زندگی کند اما به جای آن به خانه عمه عجیب و غریبش، خانم ماجرادی، فرستاده میشود. پرپتوا که ناراحت است، فرار میکند تا به خانه تادئوس برود. او مدتی او را تحمل میکند و در نهایت دوباره او را به عمه ماجرادی برمیگرداند. چندین خواستگار او را تعقیب میکنند که اشتیاقشان زمانی که شایعه میشود او بیپول است، کاهش مییابد. ثروت او قبل از این که تادئوس وارد عمل شود و عشقش را به او اعلام کند، او را ترسانده بود.