داستان یک سامری که دست یاری‌اش فلج شد

داستان یک سامری که دست یاری‌اش فلج شد

The Fable of One Samaritan Who Got Paralysis of the Helping Hand
1914 20 دقیقه بدون رده

روزی روزگاری مردی سالخورده به نام یونا کراب وجود داشت که به انجام کارهای نیک اعتقاد داشت. هر صبح، کلاهبرداران او را در گوشه‌های خیابان می‌دیدند و پس از اینکه داستان‌های سختی خود را برایش تعریف می‌کردند، او به آنها سکه‌ای می‌داد. وقتی به دفترش می‌رسید، تقریباً با گدایی‌ها و ولگردها غرق می‌شد. سرانجام او سعی کرد یک دعوای عاشقانه را حل کند و در این کار اشتباه کرد. بیلی اسپیدول، مرد درگیر در این ماجرا، به او حمله کرد و به شدت او را زد. از آن زمان به بعد، آقای کراب نظرش را درباره انجام کارهای نیک تغییر داد و صبح روز بعد تمام ولگردها را از دفترش بیرون کرد. درس: نان خود را بر روی آب بیندازید و آن به شما به شکل کیک اسفنجی باز خواهد گشت.

لطفاً وارد شوید و برای مشاهده لینک‌های دانلود، اشتراک خریداری کنید.

انتخاب پلن

اشتراک یک‌ماهه
145 هزار تومان
خرید اشتراک
اشتراک دو ماهه
185 هزار تومان
خرید اشتراک
اشتراک سه‌ماهه
300 هزار تومان
خرید اشتراک
اشتراک 6 ماهه
550 هزار تومان
خرید اشتراک
اشتراک یک‌ساله
800 هزار تومان
خرید اشتراک
نامحدود
5 میلیون تومان
خرید اشتراک
داستان یک سامری که دست یاری‌اش فلج شد

انتخاب زبان