خط داستانی
او در حالی که در یک میز خالی خوابیده است؛ جادوگر پیر وارد میشود، سه بار میکوبد و سپس ناپدید میشود؛ شوالیه میبیند که میز برای یک ضیافت مجلل چیده شده است. مفیستوفلس ظاهر میشود؛ سپس جادوگر پیر که ناگهان به یک دختر جوان زیبا تبدیل میشود. تغییرات و ظهورات جادویی شگفتانگیز و آنی هستند.