Storyline
گیتاریست محبوب شونسوکه سوگی برنامه شلوغی داشت و زندگی عروسکی با مدیرش یoko اوهارا میگذرانید. در راه بازگشت از تور توهوکو، او آکی-ko را که در یک تصادف خودرو بیهوش شده بود نجات داد. در پیش روی او شلوغی توکیو بود. او ناگهان در یک مهمانی پر سر و صدا با دوستانش با آکی-ko ملاقات کرد. او سعی کرد آکی-ko را که میخواست خواننده شود به بازگشت به روستا متقاعد کند، اما موفق نشد. یک روز او آکی-ko را به بازی در یوكوهاما دعوت کرد. وقتی آنها به دوران کودکی بازگشتند و درباره رویاهایشان صحبت کردند، برای اولین بار عشق را احساس کردند. در همین حال، در بازگشت به خانه، یoko حسادت خود را به هر دوی آنها نشان داد و خبر مرگ مادر شونسوکه را اعلام کرد...