Storyline
محمود نصیر در حومه لندن با همسرش سمیه و دو فرزندش را دارد. پسرش میخواهد با عُزما که فرزندخواندهٔ اشرشاد المصری است ازدواج کند؛ محمود که چندان مومن نیست، نوشیدنی مینوشد و پنج بار نماز نمیخواند، اما قبول میکند که بدون تأیید اشرشاد ازدواج انجام نشود. به زودی مشخص میشود که او فرزندخوانده است و والدین اصلیاش یهودی بودهاند و نام او در واقع سولی شیمشیلویچ است.