Storyline
دختربچه دامپزشک جوان وین با نام کلینت در زندگی به همراه وکیل مدیریت آلیکساندر در حال رابطه است؛ او تازه دکترا را به پایان رسانده و به دنبال شغل رویایی می گردد و به ناچار باردار می شود. اما پس از درگیری با آلیکساندر، او کودک را از دست می دهد و به پدرش جِورگ پناه می برد. او در مزرعه خانوادگی در ساكسونی زندگی می کند اما آرامش نیست و با مربی اردوگاه اسب کار می کند. مهارت های سخت او با روشهای آموزش اسبی رک و رکوتی برابر نیستند اما در نهایت به اعتماد به اسب با ارزش می رسد.