خط داستانی
یک فیزیوتراپیست سختکوش به نام آدریانا همزمان با چندین چالش روبهرو است. پس از اخراج از کلینیکی که در آن کار میکرد، خانهاش دچار سیل میشود و شوهرش کارلوس را از دست میدهد. اکنون بیخانمان و در تنگنای حمایت از خانوادهاش، آدریانا به کار برای برنداؤنها میپردازد، خانواده ثروتمند سنتی از سائوپائولو، به عنوان پرستار Artur، پیرمرد خشمگین. جواهرفروش میلیونر که به دور کردن هر کارمندی معروف است، کمکم با آدریانا رابطهٔ صمیمیای برقرار میکند؛ در عین حال آدریانا باید با بیاعتمادی مابقی خانواده نیز روبهرو شود.