خط داستانی
گیدو آنسِمی، کارگردان فیلم، در اوج شهرت از نظر خلاقی بیبار میشود. به توصیهٔ پزشکان برای استراحت به استراحتگاه لاکچری میرود اما گروهی بدنبال او میآیند—تهیهکننده، کارکنان، بازیگران، همسر، معشوقه و خویشاوندان—که هر کدام از او میخواهند به نمایش بازگردد. در بازگشت از وابستگیشان، او دربارهٔ زنان گذشته خیالپردازی میکند و رؤیای کودکی را میبیند.